تعلیم و تربیت و عقب ماندگی ایران
بعزم مرحله عشق پيش نه قدمي که سودها کني اَر، اين سفر تواني کرد.
مقدمه
همانگونه که مي دانيم، کشور عزيز ما با کشور ژاپن تقريباً همزمان با علوم جديد و راه و رسم آموزش به روش نو، در مغرب زمين آشنا شد.[1]
کشور ژاپن به لحاظ الگوبرداري درست از غرب و با تکيه بر سنت هاي اصيل ملي، کار خود را از آموزش شروع کرد. در دور افتاده ترين روستاها، با همکاري مردم، به طور جدي، مدارس ابتدائي را تأسيس و گسترش داد. معلمان اين مدارس براي تدريس علوم از روش « يادگيري با عمل » بهره جستند. بدين معنا که دانش آموزان را وادار ساختند، با اجراي آزمايش، پديده هاي طبيعي را تجزيه و تحليل و تفسير نمايند و لذا موفق شدند با عشق و ايمان و علاقه و کوشش خستگي ناپذيري، بر مشکلات خود چيره شوند.
همگان، در اين فکر بودندکه : با حداقل هزينه، قناعت فردي و جمعي، بيشترين درخدمت آموزش و پرورش جامعه خود قرار گيرند. همه هماهنگ با تلقي و برداشتي درشت و عميق و هم راستا و هم سو براي بهبود کيفيت آموزش گام برداشتند، براي خانه هاي مسکوني خود حداقل و براي مدارس حداکثر وسعت را در نظر گرفتند. در آموزش از روش شاگرد محوري بهره گرفتند. همه چيز را در اختيار مدرسه و معلم و دانش آموزان قرار دادند، براي محيط آموزشي قداست ويژه اي قائل شدند. به دانش آموز شخصيت و مسئوليت را به طور يکسان تفويض کردند، آموزش علوم با اجراي آزمايش بوسيله دانش آموز توأم شد. دانش آموز را به طور مستقيم و غير مستقيم با طبيعت و قوانين موجود در طبيعت تماس دادند. دانش آموزان را در اداره مدرسه و کلاس شريک کردند. و آموزش نظري با عملي به گونه اي همگام و همراه شد که در مدت کوتاهي توانستند، علوم که مبنا و اساس صنعت و تکنولوژي است به طور چشمگيري تقويت کنند.
مسئولان سياسي و علمي و فرهنگي ژاپن بارها گفته اند، که : « برخلاف آنچه عده اي تصور مي کنند، ما ابتدا از توسعه ي آموزشي و علمي شروع کرديم و بعد به دنبال آن، به توسعه ي اقتصادي دست يافتيم »، در واقع مبناي اصلي توسعه اقتصادي ژاپن « توسعه آموزشي » است. متأسفانه دير زماني است که، علماي ما به علوم طبيعي توجه و عنايت چنداني نداشته اند، و بيشتر وقت گرانبهاي خود را در مباحث و مسائل نقلي صرف کرده اند. لذا کشور نتوانست، شخصيت هاي برجسته اي همچون : ابن سينا- محمد بن موسي خوارزمي - ابوريحان بيروني - جابربن حيان - رشيدالدين فضل ا... و شيخ بهائي ... را ( که در علوم طبيعينيز تخصص داشتند ) به جامعه عرضه کند.
از سوي ديگر وقتي زمامداران اميرکبير بنيا نگزار دارالفنون را از صحنه بيرون کردند، هدف هاي اصلي او را نيز فراموش کردند.[2]
در کشور ما علوم طبيعي تدريس شد، اما بدون اجراي آزمايش!! دروسي مانند فيزيک، شيمي و زيست شناسي و زمين شناسي به جاي اين که در طبيعت تدريس شود و دانش آموز با چشم خود ببيند، با دست خود لمس کند، با مغز خود بينديشد و با قلب خود اطمينان پيدا کند- ( بجز موارد استثنائي)_ در کلاس هاي در بسته بدون تماس با خود طبيعت که موضوع درس است، مانند قصه و داستان تدريس شد.
در مغرب زمين، شاگرد و معلم با کار وکوشش و تلاش شبانه روزي، در آزمايشگاه هاي کوچک و بزرگ، قوانين طبيعي را با روش علمي کشف کردند، و آنرا بسط دادند که به صورت کاربردي درآوردند و بدين ترتيب مباني صنعت و تکنولوژي خود را استحکام بخشيدند. هر روز با آزمايش جديدي در رشته هاي مختلف علوم، به حقايق تازه اي دست يافتند. با وسواس علمي و دقت فراوان باد و باران، زمين و آسمان، ماه و ستارگان، دشت و بيابان، کوه و کوهستان، صحرا و درختان، حيوان و انسان و... را مطالعه کردند و بر کره زمين استيلا يافتند و راهي فضا شدند.
مواد خام را در اينجا و آنجا شناسايي و آزمايش کردند. مزارع و کشتزارها، درياها و اقيانوس ها، موزه ها و کتابخانه ها را در اختيار دانش آموزان خود قرار دادند. و از ايشان خواستند تا با غور و بررسي طبيعت، شخصاً قوانين را کشف و با آزمايش و روش هاي علمي قوانيني که قبلاً به وسيله دانشمندان کشف شده بود دوباره بررسي و تحقيق و صحت درستي آن را تأييد و با رد آن قانون جديدي وضع يا آن را کامل نمايند.[3]
گاهي کلاس دانش آموزان در کنار برکه آب يا رودخانه و مزرعه تشکيل مي شد و هردانش آموزي براي خود با کمک چند ابزار ساده مانند ذره بين، آئينه، قيچي، نيروسنج، قطب نما، آهن ربا و... از همان دوره ابتدايي روش بررسي طبيعت را مي آموخت با اين روش دروس و مطالب آموزشي مستقيماً از نوک انگشتان به مغز انتقال مي يافت. بدين ترتيب رموز عالم را به طوري نسبي کشف کردند و هزاران وسيله را توليد، و صدها بيماري لاعلاج را درمان کردند. چهره جامعه تغيير و پيشرفت هاي حيرت انگيزي درتمام شاخه ها صورت پذيرفت.
ما در حق دانش آموزان خود که از خوش استعدادترين، دانش آموزان جهان مي باشند. کوتاهي کرديم استعدادهاي ايشان را تباه ساختيم. مستقيم ترين راه تدريس علوم را که روبرو کردن دانش آموز با پديده هاي طبيعي است، رها ساختيم و از دانش آموزان خود خواستيم که فقط عبارتي که قانون را بيان مي کند، از بر کنند و ظاهراً به همين يادگيري طوطي وار بسنده کرديم و خوشحال شديم که دانش آموزان ما نيز قانون طبيعي را مي دانند. در حالي که اين يک خيالبافي محض بود. از بر کردن يک عبارت با درک و فهم و تجزيه و تحليل و اظهارنظر درباره يک پديده طبيعي بسيار متفاوت است. همان گونه که مونتاژ کردن يک تلوزيون با اختراع آن بسيار فرق مي کند .
براي آن که بتوانيم جبران گذشته را کنيم، هيچ راهي نداريم، جز آنکه در نظام آموزش علوم در مدارس خود يک انقلاب عملي به وجود آوريم. بايد حصارهاي قطور – مستحکم و آهنين و غير قابل نفوذي که بين کلاس درس و طبيعت در مدارس ما کشيده شده است منهدم کنيم کلاس علوم را در طبيعت برپا کنيم. با عمل و اجراي آزمايش و با اشاره به پديده هاي طبيعي درس بدهيم، و از دانش آموزان نيز بخواهيم با اجراي آزمايش و عمل و ساختن وسائل ساده و ارزان قيمت که قانون طبيعي را نشان دهد، درس را پس بدهند. نمره امتحان تنها به عملي تعلق گيرد که نشان مي دهد دانش آموز قانون معيني را درک و قدرت تجزيه و تحليل آن را پيدا کرده است.[4]
اکنون که در دانشگاه هاي ما در پاره اي از رشته ها - بخصوص علوم پايه - زمزمه کار تحقيقي آغاز شده است جا دارد اين زنده کردن روح تحقيق و پژوهش را از مدارس ابتدايي، راهنمايي و بخصوص دبيرستان شروع کنيم زيرا محققان آينده کشورما کساني هستند که اکنون درمدارس ابتدايي آموزش مي بيند.
براي اين کار به يک بسيج عمومي و مشارکت اجتماعي نيازمنديم، به مردم اعلام کنيم که از اين پس نمي خواهيم نفت خود را به ثمنِ بخس بفروشيم، نمي خواهيم معادن غني و سرشار خود را با بهائي ناچيز در اختيار بيگانگان قرار دهيم و ... بلکه مي خواهيم نفت خود را به وسيله کارشناسان و مهندسان ايراني شناسايي استخراج و تصفيه کرده و با آن تبديل به مواد قابل عرضه در بازارهاي جهاني عرضه کنيم.
هيچ سئوال کرده ايم که به چه دليلي معادن سيليس خود را با ارزان ترين قيمت به بيگانگان بفروشيم و عدسي هاي گوناگون را با گرانترين قيمت وارد مي کنيم؟ آيا تا به حال از خود سئوال کرده ايم که چرا بايد هزاران تن مواد خام به خارج صادر و مواد مصرفي ابتدايي را از خارج وارد کنيم؟ آيا حيف نيست ملتي که داراي استعدادهاي درخشان و معادن سرشار و آب و هواي مناسب ( حدود 45 درجه اختلاف دما در يک شبانه روز، ) مي باشد همچنان عقب مانده باقي بماند؟
پاسخ اين سئوال و ده ها سئوال ديگر در زمينه عقب ماندگي در شـؤن زندگي اجتماعي و فردي را بايد در آموزش و پرورش پيدا کرد. در آموزش و پرورش بايد يک راست به سراغ معلم و روش تدريس رفت.
معلمان کودکان ( 7- 6 ) ساله را به عنوان ورودي سيستم تحويل مي گيرند و پس از 12 سال آموزش از سيستم خارج مي کنند، اگر روش تدريس معلم آميخته با تحقيق و پژوهش، آزمايش و تجربه و در ارتباط با مسائل خانوادگي اجتماعي – اقتصادي، فني و صنعتي و کشاورزي، خدماتي باشد. اگر معلم با استفاده از وسائل ديداري، شنيداري و سائل آزمايشگاهي، بازديدهاي علمي و نيز با برخوردي صحيح ( جذاب - هدايت گر- محبت آميز- از روي رفق و مدارا و سلامت نفس و ...) آموزش دهد، و اگر معلم از امکانات موجود حداکثر بهره برداري را بنمايد و البته اگر معلم به خلق و خوي معلمي آراسته و در عين حال از نظر زندگي تأمين باشد، مي توان انتظار داشت که وظيفه خود را به خوبي انجام دهد، تا گام هاي اوليه در راه تربيت نسل نو براي تحقيق پژوش برداشته شود.[5]
لذا همه بايد به معلم و مدرسه کمک کنيم تا بتواند رسالت بزرگ خويش را به انجام برساند مي دانيد که معلمان در کشورهاي شرقي در بين خوش استعدادترين، علاقه مندترين و آگاه ترين و دلسوزترين دانش پژوهان انتخاب مي شوند و پس از کسب آموزش هاي نو و مناسب راهي کلاس مي شوند.
کشورهاي پيشرفته در ابتداي رونق علوم در کشور خود، شخصاً براي تدريس اين شاخه وسيله آزمايش طراحي کردند، به کمک وسائل ارزان قيمت آزمايشگاه درست کردند چون جائي براي تقليدنداشتند، روي پاي خود ايستادند و مدارس خود را از هر نظر منجمله روش تدريس نو تجهيز کردند.
شيگه کي کادو يا متخصص علوم پايه در وزارت آموزش و پرورش ژاپن مي گويد : « هدف ما تنها تربيت يک انسان حقيقي و خلاق مي باشد، مي خواهيم دانش آموزاني تربيت کنيم که کاوشگر باشند، خود به تنهايي فرضيه ها را طراحي کنند و با به کارگيري خلاقيت ذهني خود سنت تقليد و دنباله روي را زير پا گذارند. »
سال ها است که آموزش علوم در ژاپن از طريق آزمايش هاي عملي پيگيري مي شود و دانش اموزان نه با خواندن کتاب هاي درسي بلکه با استفاده از ميزهاي آزمايشگاهي قوانين طبيعي را فرا مي گيرند از دانش آموزان خود مي خواهند تا خود به پژوهش و تحقيق بپردازند و اين کار تحقيقي از همان دوره ابتدايي آغاز مي شود و در همه زمينه ها از جمله ادبيات توسعه مي يابد.ايشان کتابخانه را آزمايشگاه و مرکز تحقيقات دروس ادبيات قرار داده اند، معلم فهرستي ازکلمات را به دانش آموزان مي دهد ازآن ها مي خواهد مفاهيم، معاني، مترادف ها، متضادهاي اين کلمات را خود شخصاً با مراجعه به کتابهاي مختلف درکتابخانه ها پيدا کنند. نوشتن شرح حال نويسندگان و شاعران برجسته و ... از تکاليف تحقيقي دانش آموزان است.

